وقتی کاری برای کسی انجام میدم واقعا هیچ توقعی ازش ندارم فقط و فقط بخاطر دوستیمونه که براش زحمتو به جون خریدم خیلی برام سنگینه که بعدش بجای تشکر در بیاد و پیام بده : واقعا که . ازش ناراحت شدم پیام دادم توی شهر شما بجای دستت درد نکنه میگن واقعا که؟این ماجرا مال امروز صبم بود نمی دونم چرا این حرفا رو دارم به تو میگم .شاید چون توی این شهر غریبم و هیشکی ندارمه. ایام به کام
والا ما نمی دونیم کی هستی
وگرنه سنگ صبورتیم
راستی، باورت میشه من رفیق ندارم ؟ حتی 1 دونه :)
داشتم، خیلی هم داشتم، اما دیگه ندارم و نمی خوام.
دلیلش هم بر میگرده به همین موضوعی که واسه تو پیش اومده.
سلام... چه آپ جالبی بود هه هه هه
خوشحال میشم به کلبه ی منم سر بزنی ...
موفق باشی .. درپناه حق ...
ی نگاهی به بقیه ی پستات انداختم بعضی هاشو که دیدم خیلی بانمک بودن
پاهات اندازه پاهای خواهرته؟!
چه خانواده ی باحالی

من یه تازه واردم که یه وبلاگ واسه خودم ساختم.
خوشحال میشم بیای و نظرت رو بگی
منتظرتم
سلام دوست عزیز.
حتمن !!
اصلا این جور زندگی رو دوست ندارم...سرد...بی روح...دور..
بهش میگن پست مدرنیته دیگه ؟
خسته شدیم بخدا
وقتی کاری برای کسی انجام میدم واقعا هیچ توقعی ازش ندارم فقط و فقط بخاطر دوستیمونه که براش زحمتو به جون خریدم خیلی برام سنگینه که بعدش بجای تشکر در بیاد و پیام بده : واقعا که . ازش ناراحت شدم پیام دادم توی شهر شما بجای دستت درد نکنه میگن واقعا که؟این ماجرا مال امروز صبم بود
نمی دونم چرا این حرفا رو دارم به تو میگم .شاید چون توی این شهر غریبم و هیشکی ندارمه.
ایام به کام
والا ما نمی دونیم کی هستی

وگرنه سنگ صبورتیم
راستی، باورت میشه من رفیق ندارم ؟ حتی 1 دونه :)
داشتم، خیلی هم داشتم، اما دیگه ندارم و نمی خوام.
دلیلش هم بر میگرده به همین موضوعی که واسه تو پیش اومده.
یعنی رفتی جورابای صورتی آبجیتو پوشیدی؟
حالا ببین دوستات بهت چی گفتن
اینطوری آدم دلش برای تُن صداها حتی آدم ها با صداشون تنگ میشه